غزل شمارهٔ 343

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اغ

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
به عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلم
1
به عمر خویش ندیدم شبی که مرغ دلم
نخواند بر گل رویت چه جای بلبل باغ
2
تو را فراغت ما گر بود و گر نبود
مرا به روی تو از هر که عالم‌ست فراغ
3
ز درد عشق تو امید رستگاری نیست
گریختن نتوانند بندگان به داغ
4
تو را که این همه بلبل نوای عشق زنند
چه التفات بود بر ادای منکر زاغ؟
5
دلیل روی تو هم روی توست سعدی را
چراغ را نتوان دید جز به نور چراغ

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور