غزل شمارهٔ 626
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1امروز چنانی ای پریروی
11
امروز چنانی ای پریروی
کز ماه به حسن میبری گوی
22
میآیی و در پی تو عشاق
دیوانه شده دوان به هر سوی
33
اینک من و زنگیان کافر
وان ملعب لعبتان جادوی
44
آورده ز غمزه سحر در چشم
در داده ز فتنه تاب در موی
55
وز بهر شکار دل نهاده
تیر مژه در کمان ابروی
66
نرخ گل و گلشکر شکسته
زآن چهره خوب و لعل دلجوی
77
چاکر شده شاه اخترانت
شیر فلکت شده سگ کوی
88
بر بام سراچهٔ جمالت
کیوان شده پاسبان هندوی
99
عارض به مثل چو برگ نسرین
بالا به صفت چو سرو خودروی
1010
گویی به چه شانه کردهای زلف
یا خود به چه آب شستهای روی
1111
کز روی به لاله میدهی رنگ
وز زلف به مشک میدهی بوی
1212
چون سعدی، صد هزار بلبل
گلزار رخ تو را غزلگوی
زمین

