شمارهٔ 3
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریب
11
ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریب
کو به یک ره بُرد از من صبر و آرام و شکیب
22
رومیانه روی دارد، زنگیانه زلف و خال
چون کمان چاچیان، ابروی دارد پرعتیب
33
از عجایبهای عالم سی و دو چیز عجیب
جمع میبینم عیان در روی او من بی حجیب
44
ماه و پروین، تیر و زهره، شمس و قوس و کاج و عاج
مُورْد و نرگس، لعل و گل، سبزی و می، وصل و فریب
55
بان و خطمی، شمع و صَندل، شیر و قیر و نور و نار
شهد و شِکّر، مشک و عنبر، در و لؤلؤ، نار و سیب
66
معجزات پنج پیغمبر به رویش در پدید
احمد و داود و عیسی خضر و داماد شَعیب
77
ای صنم گر من بمیرم ناچشیده زان لبان
دادگر از تو بخواهد داد من روز حَسیب
88
سعدیا از روی تحقیق این سخن نشنیدهای؟
هر نشیبی را فراز و هر فرازی را نشیب
زمین

