غزل شمارهٔ 355
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1انتبه قبل السحر یا ذالمنام
11
انتبه قبل السحر یا ذالمنام
نوبت عشرت بزن پیش آر جام
22
تا سوار عقل بردارد دمی
طبع شورانگیز را دست از لگام
33
دوری از بط در قدح کن پیش از آنک
در خروش آید خروس صبح بام
44
مرغ جانم را به مشکین سلسله
طوق بر گردن نهادی چون حمام
55
ز آهنین چنگال شاهین غمت
رخنه رخنهست اندرون من چو دام
66
ساعتی چون گل به صحرا درگذر
یک زمان چون سرو در بستان خرام
77
تا شود بر گل نکورویی وبال
تا شود بر سرو رعنایی حرام
88
طوطیان جان سعدی را به لطف
شکری ده از لب یاقوتفام
99
ناله بلبل به مستی خوشتر است
ساتکینی ساتکینی ای غلام
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ایها الساقی ادر کأس المدام
چند داری دورم از می تلخکام
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 306
تا به خانه برد زن را با دلام
شادمانه زن نشست و شادکام
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 69
نزد آن شاه زمین کردش پیام
دارویی فرمود زامهران به نام
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 70
ساقیا می ده که مرغ صبح بام
رخ نمود از بیضه زنگارفام
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 359

