غزل شمارهٔ 297
Toggle stanza 1زنده کدام است بر هوشیار؟
11
زنده کدام است بر هوشیار؟
آن که بمیرد به سر کوی یار
22
عاشق دیوانهٔ سرمست را
پند خردمند نیاید به کار
33
سر که به کشتن بنهی پیش دوست
به که به گشتن بنهی در دیار
44
ای که دلم بردی و جان سوختی
در سر سودای تو شد روزگار
55
شربت زهر ار تو دهی نیست تلخ
کوه احد گر تو نهی نیست بار
66
بندی مهر تو نیابد خلاص
غرقهٔ عشق تو نبیند کنار
77
درد نهانی دلِ تنگم بسوخت
لاجرمم عشق ببود آشکار
88
در دلم آرام تصور مکن
وز مژهام خواب توقع مدار
99
گر گله از ماست شکایت بگوی
ور گُنه از توست غرامت بیار
1010
بر سر پا عذر نباشد قبول
تا ننشینی، ننشیند غبار
1111
دل چه محل دارد و دینار چیست؟
مدعیم گر نکنم جان نثار
1212
سعدی اگر زخم خوری، غم مخور
فخر بود داغ خداوندگار
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
میر خرابات توی ای نگار
وز تو خرابات چنین بیقرار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1165
چند از این راه نو روزگار
پرده آن یار قدیمی بیار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1166
مست توام نه از می و نه از کوکنار
وقت کنارست بیا گو کنار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1167
جان خراباتی و عمر بهار
هین که بشد عمر چنین هوشیار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1168

