غزل شمارهٔ 77

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اماست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است
1
بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است
ای مجلسیان راه خرابات کدام است
2
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
ما را غمت ای ماه پری‌چهره تمام است
3
برخیز که در سایهٔ سروی بنشینیم
کانجا که تو بنشینی بر سرو قیام است
4
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
وان خال بناگوش مگر دانهٔ دام است
5
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام است
6
با محتسب شهر بگویید که زنهار
در مجلس ما سنگ مینداز که جام است
7
غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت
تا خلق ندانند که معشوقه چه نام است
8
دردا که بپختیم در این سوز نهانی
وان را خبر از آتش ما نیست که خام است
9
سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان
چون در نظر دوست نشینی همه کام است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور