رباعی شمارهٔ 99
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1خیزم که نماند بیش ازین تدبیرم
11
خیزم که نماند بیش ازین تدبیرم
خصم ار همه شمشیر زند یا تیرم
22
گر دست دهد که آستینش گیرم
ورنه بروم بر آستانش میرم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
یارب، به تو در گریختم بپذیرم
در سایهٔ لطف لایزالی گیرم
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 107
چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم
تا می چه کنم عقل، کمش میگیرم
عطارمختارنامهباب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوقشمارهٔ 68
نی کشته زخم ناوک و شمشیرم
نی خسته ناخن پلنگ و شیرم
غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 81
گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم
چه خوشتر ازان که پیش دستت میرم
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 100

