Toggle stanza 1
رفت آن کم بر تو آبی بود
1
رفت آن کم بر تو آبی بود
یا سلام مرا جوابی بود
2
از سر ناز وز سر خوبی
هر دمی با منت عتابی بود
3
وعده‌های خوشم همی دادی
گویی آن وعده‌ها سرابی بود
4
روزگار وصال چون بگذشت
گویی آن روزگار خوابی بود
5
بر کف من ز دست ساقی بزم
هر نفس ساغر شرابی بود
6
خستهٔ مانده‌ام نمی‌پرسی
که مرا خستهٔ خرابی بود
7
حبذا آنکه از زکات لبت
عاشقان تو را نصابی بود
8
سعدیا چون زمان وصل گذشت؟
ای دریغا که چون سرابی بود

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور