غزل شمارهٔ 262

شاعر: سعدی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ارود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
1
عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود
مجنون از آستانه لیلی کجا رود؟
2
گر من فدای جان تو گردم دریغ نیست
بسیار سر که در سرِ مهر و وفا رود
3
ور من گدای کوی تو باشم غریب نیست
قارون اگر به خیل تو آید گدا رود
4
مجروح تیر عشق اگرش تیغ بر قفاست
چون می‌رود ز پیش تو چشم از قفا رود
5
حیف آیدم که پای همی بر زمین نهی
کاین پای لایقست که بر چشم ما رود
6
در هیچ موقفم سَرِ گفت و شنید نیست
الا در آن مُقام که ذکر شما رود
7
ای هوشیار اگر به سَرِ مست بگذری
عیبش مکن که بر سر مردم قضا رود
8
ما چون نشانه پای به گل در بمانده‌ایم
خصم آن حریف نیست که تیرش خطا رود
9
ای آشنای کوی محبت صبور باش
بیداد نیکوان همه بر آشنا رود
10
سعدی به در نمی‌کنی از سر هوای دوست
در پات لازمست که خار جفا رود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور