شمارهٔ 26 - ترکیب بند
بند 1
Toggle stanza 1در عهد تو ای نگار دلبند!
11
در عهد تو ای نگار دلبند!
بس عهد که بشکنند و سوگند
22
بر جان ضعیف آرزومند
زین بیش، جفا و جور مپسند
بند 2
Toggle stanza 2من چون تو دگر ندیدهام خوب
33
من چون تو دگر ندیدهام خوب
منظور جهانیان و محبوب
44
دیگر نرود به هیچ مطلوب
خاطر که گرفت با تو پیوند
بند 3
Toggle stanza 3ما را هوس تو کس نیاموخت
55
ما را هوس تو کس نیاموخت
پروانه به جهد خویشتن سوخت
66
عشق آمد و چشم عقل بر دوخت
شوق آمد و بیخ صبر برکند
بند 4
Toggle stanza 4دوران تو نادر اوفتادست
77
دوران تو نادر اوفتادست
کاین حسن، خدا به کس ندادست
88
در هیچ زمانهای نزادست
مادر به جمال چون تو فرزند
بند 5
Toggle stanza 5ای چشم و چراغ دیده و حی!
99
ای چشم و چراغ دیده و حی!
خون ریختنم چه میکنی هی؟
1010
این جُور که میبریم تا کی؟
وین صبر که میکنیم تا چند؟
بند 6
Toggle stanza 6هر لحظه به سر درآیدم دود
1111
هر لحظه به سر درآیدم دود
فریاد و جزع نمیکند سود
1212
افتادم و مصلحت چنین بود
بیبند نگیرد آدمی پند
بند 7
Toggle stanza 7دل رفت و عنان طاقت از دست
1313
دل رفت و عنان طاقت از دست
سیل آمد و ره نمیتوان بست
1414
من نیستم ار کسی دگر هست
از دوست به یاد دوست خرسند
بند 8
Toggle stanza 8مهر تو نگار سرو قامت
1515
مهر تو نگار سرو قامت
بر من رقمست تا قیامت
1616
بادست به گوش من ملامت
واندوه فراق، کوه الوند
بند 9
Toggle stanza 9دل در طلب تو رفت و دینم
1717
دل در طلب تو رفت و دینم
جان نیز طمع کنی یقینم
1818
مستوجب این و بیش ازینم
باشد که چو مردم خردمند
بند 10
Toggle stanza 10بنشینم و صبر پیش گیرم
1919
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهٔ کار خویش گیرم

