بند 1
Toggle stanza 1
در عهد تو ای نگار دلبند!
1
در عهد تو ای نگار دلبند!
بس عهد که بشکنند و سوگند
2
بر جان ضعیف آرزومند
زین بیش، جفا و جور مپسند
بند 2
Toggle stanza 2
من چون تو دگر ندیده‌ام خوب
3
من چون تو دگر ندیده‌ام خوب
منظور جهانیان و محبوب
4
دیگر نرود به هیچ مطلوب
خاطر که گرفت با تو پیوند
بند 3
Toggle stanza 3
ما را هوس تو کس نیاموخت
5
ما را هوس تو کس نیاموخت
پروانه به جهد خویشتن سوخت
6
عشق آمد و چشم عقل بر دوخت
شوق آمد و بیخ صبر برکند
بند 4
Toggle stanza 4
دوران تو نادر اوفتادست
7
دوران تو نادر اوفتادست
کاین حسن، خدا به کس ندادست
8
در هیچ زمانه‌ای نزادست
مادر به جمال چون تو فرزند
بند 5
Toggle stanza 5
ای چشم و چراغ دیده و حی!
9
ای چشم و چراغ دیده و حی!
خون ریختنم چه می‌کنی هی؟
10
این جُور که می‌بریم تا کی؟
وین صبر که می‌کنیم تا چند؟
بند 6
Toggle stanza 6
هر لحظه به سر درآیدم دود
11
هر لحظه به سر درآیدم دود
فریاد و جزع نمی‌کند سود
12
افتادم و مصلحت چنین بود
بی‌بند نگیرد آدمی پند
بند 7
Toggle stanza 7
دل رفت و عنان طاقت از دست
13
دل رفت و عنان طاقت از دست
سیل آمد و ره نمی‌توان بست
14
من نیستم ار کسی دگر هست
از دوست به یاد دوست خرسند
بند 8
Toggle stanza 8
مهر تو نگار سرو قامت
15
مهر تو نگار سرو قامت
بر من رقم‌ست تا قیامت
16
بادست به گوش من ملامت
واندوه فراق، کوه الوند
بند 9
Toggle stanza 9
دل در طلب تو رفت و دینم
17
دل در طلب تو رفت و دینم
جان نیز طمع کنی یقینم
18
مستوجب این و بیش ازینم
باشد که چو مردم خردمند
بند 10
Toggle stanza 10
بنشینم و صبر پیش گیرم
19
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنبالهٔ کار خویش گیرم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور