رباعی شمارهٔ 100
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم
11
گر بر رگ جان ز شستت آید تیرم
چه خوشتر ازان که پیش دستت میرم
22
دل با تو خصومت آرزو میکندم
تا صلح کنیم و در کنارت گیرم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
یارب، به تو در گریختم بپذیرم
در سایهٔ لطف لایزالی گیرم
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 107
چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم
تا می چه کنم عقل، کمش میگیرم
عطارمختارنامهباب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوقشمارهٔ 68
نی کشته زخم ناوک و شمشیرم
نی خسته ناخن پلنگ و شیرم
غالب دهلویدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 81
خیزم که نماند بیش ازین تدبیرم
خصم ار همه شمشیر زند یا تیرم
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 99

