Toggle stanza 1
چشم تو طلسم جاودانست
1
چشم تو طلسم جاودانست
یا فتنهٔ آخرالزمانست
2
تا چشم بدی به زیر بنهد
دیگر به کرشمه در نهانست
3
ما را به کرشمه صید کردست
چشمت که چو چشم آهوانست
4
با لشکر غمزهٔ تو در شهر
( ... ) الامانست
5
پیکان خدنگ غمزهٔ تو
شک نیست که زهر بی‌کمانست
6
از لعل لب شکرفشانت
یک بوسه به صد هزار جانست
7
ارزان شده است بوسهٔ تو
ارزان چه بود که رایگانست
8
هستم همه ساله دست بر سر
چون پای فراق در میانست
9
گویند صبور باش سعدی
این کار به گفت دیگرانست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور