غزل شمارهٔ 627

شاعر: سعدی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: وی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
1
خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
ور به چوگانم زند هیچش مگوی
2
بر سر عشاق طوفان گو ببار
در ره مشتاق پیکان گو بروی
3
گر به داغت می‌کُند‌، فرمان ببر
ور به دردت می‌کُشد‌، درمان مجوی
4
ناودان چشم رنجوران عشق
گر فرو ریزند‌، خون آید به جوی
5
شاد باش ای مجلس روحانیان
تا که خورد این می که من مستم به بوی
6
هر که سودا‌نامهٔ سعدی نبشت
دفتر پرهیزگاری گو بشوی
7
هر که نشنیده‌ست وقتی بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک من ببوی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور