Toggle stanza 1
ای یار ناسامان من! از من چرا رنجیده‌ای؟
1
ای یار ناسامان من! از من چرا رنجیده‌ای؟
وی درد و ای درمان من! از من چرا رنجیده‌ای؟
2
ای سرو خوش‌بالای من! ای دل‌بر رعنای من!
لعل لبت حلوای من! از من چرا رنجیده‌ای؟
3
بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم، از من چرا رنجیده‌ای؟
4
گر من بمیرم در غمت، خونم بُتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت، از من چرا رنجیده‌ای؟
5
من سعدیِ درگاه تو، عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو، از من چرا رنجیده‌ای؟

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور