بخش 10 - حکایت

Toggle stanza 1
یکی در نشابور دانی چه گفت
1
یکی در نشابور دانی چه گفت
چو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟
2
توقع مدار ای پسر گر کسی
که بی سعی هرگز به جایی رسی
3
سمیلان چو می بر نگیرد قدم
وجودی است بی منفعت چون عدم
4
طمع دار سود و بترس از زیان
که بی بهره باشند فارغ زیان

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور