غزل شمارهٔ 253
شاعر: رومی
Toggle stanza 1چند نهان داری آن خنده را؟
11
چند نهان داری آن خنده را؟
آن مه تابندهٔ فرخنده را
22
بنده کُند روی تو صد شاه را
شاه کُند خندهٔ تو بنده را
33
خنده بیآموز گل سرخ را
جلوه کن آن دولت پاینده را
44
بسته بدانست درِ آسمان
تا بکشد چون تو گشاینده را
55
دیده قطار شترهای مست
منتظرانند کشاننده را
66
زلف برافشان و در آن حلقه کش
حلق دو صد حلقهرباینده را
77
روز وصالست و صنم حاضرست
هیچ مپا مدت آینده را
88
عاشق زخمست دفِ سخترو
میل لبست آن نیِ نالنده را
99
بر رخ دف چند طپانچه بزن
دم ده آن نای سگالنده را
1010
ور به طمع ناله برآرد رباب
خوش بگشا آن کف بخشنده را
1111
عیب مکن گر غزل ابتر بماند
نیست وفا خاطر پرّنده را

