غزل شمارهٔ 778

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نمینرود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود
1
از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود
چاشنی شکر او ز دهن می‌نرود
2
بالله ار شور کنم هر نفسی عیب مکن
گر برفت از دل تو از دل من می‌نرود
3
بوالحسن گفت حسن را که از این خانه برو
بوالحسن نیز درافتاد و حسن می‌نرود
4
جان پروانه مسکین ز پی شعله شمع
تا نسوزد پر و بالش ز لگن می‌نرود
5
همه مرغان چمن هر طرفی می‌پرند
بلبل از واسطه گل ز چمن می‌نرود
6
مرغ جان هر نفسی بال گشاید که پرد
وز امید نظر دوست ز تن می‌نرود
7
زن ز شوهر ببرد چون به تو آسیب زند
مرد چون روی تو بیند سوی زن می‌نرود
8
جان منصور چو در عشق توش دار زدند
در رسن کرد سر خود ز رسن می‌نرود
9
جان ادیم و تو سهیلی و هوای تو یمن
از پی تربیت تو ز یمن می‌نرود
10
چون خیال شکن زلف تو در دل دارم
این شکسته دلم از عشق شکن می‌نرود
11
گر سبو بشکند آن آب سبو کی شکند
جان عاشق به سوی گور و کفن می‌نرود
12
حیله‌ها دانم و تلبیسک و کژبازی‌ها
جان ز شرم تو به تلبیس و به فن می‌نرود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور