Toggle stanza 1
می‌بینمت که عزم جفا می‌کنی مکن
1
می‌بینمت که عزم جفا می‌کنی مکن
عزم عتاب و فرقت ما می‌کنی مکن
2
در مرغزار غیرت چون شیر خشمگین
در خونم ای دو دیده چرا می‌کنی مکن
3
بخت مرا چو کلک نگون می‌کنی مکن
پشت مرا چو دال دوتا می‌کنی مکن
4
ای تو تمام لطف خدا و عطای او
خود را نکال و قهر خدا می‌کنی مکن
5
پیوند کرده‌ای کرم و لطف با دلم
پیوند کرده را چه جدا می‌کنی مکن
6
آن بیذقی که شاه شده‌ست از رخ خوشت
بازش به مات غم چه گدا می‌کنی مکن
7
آن بنده‌ای که بدر شد از پرتو رخت
چون ماه نو ز غصه دوتا می‌کنی مکن
8
گر گبر و مؤمن است چو کشته هوای توست
بر گبر کشته تو چه غزا می‌کنی مکن
9
بی‌هوش شو چو موسی و همچون عصا خموش
مانند طور تو چه صدا می‌کنی مکن

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور