غزل شمارهٔ 1139

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 25

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
مجوی شادی چون در غمست میل نگار
1
مجوی شادی چون در غمست میل نگار
که در دو پنجه شیری تو ای عزیز شکار

Look not for happiness when the Beauty’s inclination is set on sorrow, for you are prey in the clutches of a lion, my dear friend.

2
اگر چه دلبر ریزد گلابه بر سر تو
قبول کن تو مر آن را به جای مشک تتار

Though the Beloved sprinkles plaster on your head, welcome that as if it was Tartary musk.

3
درون تو چو یکی دشمنیست پنهانی
بجز جفا نبود هیچ دفع آن سگسار

Since within you lurks a hidden enemy, there is no repelling that monster save by harshness.

4
کسی که بر نمدی چوب زد نه بر نمدست
ولی غرض همه تا آن برون شود ز غبار

The man who beats a stick on a rug, it is not aimed at the rug, but the whole purpose is to rid the rug of dust.

5
غبارهاست درون تو از حجاب منی
همی‌برون نشود آن غبار از یک بار

Layers of dust are within you, consisting of the veil of egoism; that dust is not got rid of at a single blow;

6
به هر جفا و به هر زخم اندک اندک آن
رود ز چهره دل گه به خواب و گه بیدار

With each harshness and each blow, little by little that is dispersed from the cheek of the heart, now sleeping, now awake.

7
اگر به خواب گریزی به خواب دربینی
جفای یار و سقط‌های آن نکوکردار

If you take flight in sleep, in dreams you will see the cruelty of the Beloved and the execrations of that Benefactor.

8
تراش چوب نه بهر هلاکت چوبست
برای مصلحتی راست در دل نجار

Scraping a stick is not in order to destroy the stick, it is for a good purpose in the heart of the carpenter.

9
از این سبب همه شر طریق حق خیرست
که عاقبت بنماید صفاش آخر کار

For this reason every evil on God’s path is good, for that He will show man pure and refined at the end of the affair.

10
نگر به پوست که دباغ در پلیدی‌ها
همی‌بمالد آن را هزار بار هزار

Consider the hide which the tanner rubs in all manner of filth a thousand times over,

11
که تا برون رود از پوست علت پنهان
اگر چه پوست نداند ز اندک و بسیار

So that the inward flaw may go forth from the hide, even though the hide knows naught of little or much.

12
تو شمس مفخر تبریز چاره‌ها داری
شتاب کن که تو را قدرتیست در اسرار

Sun and Pride of Tabriz, you possess great virtues; make haste, for you have a mighty power in the secrets.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سپیده دم که گهربار بر در گلزار

شود به جلوه گل اندر نگار خانه یار

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1112

اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت

هر آینه چو همه مِیْ خورَد گل آرد بار

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 57

تو آن نه‌ای که به جور از تو روی برپیچند

گناه تست و من استاده‌ام به استغفار

سعدیدیوان اشعارقطعاتقطعه شمارهٔ 10

نهاد بد نپسندد خدای نیکوکار

امیر خفته و مردم ز ظلم او بیدار

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 39

برای ختم سخن دست بر دعا داریم

امیدوار قبول از مهیمن غفار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 129

به قفل و پرهٔ زرین همی توان بستن

زبان خلق و به افسون دهان شیدا مار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 130

چو رنج بَرنَتَوانی گرفتن از رنجور

قدم زِ رفتن و پرسیدنش دریغ مَدار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 133

نگین ختم رسالت پیمبر عربی

شفیع روز قیامت محمد مختار

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 137

به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار

که برّ و بحر فراخست و آدمی بسیار

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 26 - در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان

کجا همی روَد این شاهد شکر گفتار؟

چرا همی نکند بر دو چشم من رفتار؟

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 27 - مطلع دوم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور