غزل شمارهٔ 125
شاعر: رومی
Toggle stanza 1گفتی که گزیدهای تو بر ما
11
گفتی که گزیدهای تو بر ما
هرگز نبدست این مفرما
22
حاجت بنگر مگیر حجت
بر نقد بزن مگو که فردا
33
بگذار مرا که خوش بخسپم
در سایهات ای درخت خرما
44
ای عشق تو در دلم سرشته
چون قند و شکر درون حلوا
55
وی صورت تو درون چشمم
مانند گهر میان دریا
66
داری سر ما سری بجنبان
تو نیز بگو زهی تماشا
77
آن وعده که کردهای مرا دوش
کو زهره که تا کنم تقاضا
88
گر دست نمیرسد به خورشید
از دور همیکنم تمنا
99
خورشید و هزار همچو خورشید
در حسرت تست ای معلا
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
مقربان سلاطین چون گروهی اند که به کوه بلند بالا می روند اما عاقبت به زلازل قهر و نوازل دهر از آن کوه به زیر خواهند افتاد، شک نیست که افتادن بلندتران سخت تر خواهد بود به زیر آمدن فروتران سهل تر.
بود ایوان قرب شاه والا
جامیبهارستانروضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان)بخش 5
دانی چه بود کمال انسان؟
با دشمن و دوست لطف و احسان
سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 16
احسنت و زه ای نگار زیبا
آراسته آمدی بر ما
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1
مانند سراب بند بر پا
بیهوده شدیم دشت پیما
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2
برخیز و صبوح را بیارا
پُر لَخلخه کن کنار ما را
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 119
تا چند تو پس روی به پیش آ
در کفر مرو به سوی کیش آ
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 120
کو مطرب عشق چست دانا
کز عشق زند نه از تقاضا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 127

