Toggle stanza 1
دل خون خواره را یک باره بستان
1
دل خون خواره را یک باره بستان
ز غم صدپاره شد یک پاره بستان
2
بکن جان مرا امروز چاره
وگر نی جان از این بیچاره بستان
3
همه شب دوش می گفتم خدایا
که داد من از آن خون خواره بستان
4
دل سنگین او چون ریخت خونم
تو خون من ز سنگ خاره بستان
5
به دست دل فرستادم دو سه خط
یکی خط را از آن آواره بستان
6
در آن خط صورت و اشکال عشق است
برای عبرت و نظاره بستان
7
دلم با عشق هم استاره افتاد
نخواهی جرم از استاره بستان

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور