غزل شمارهٔ 1578
شاعر: رومی
Toggle stanza 1من جز احد صمد نخواهم
11
من جز احد صمد نخواهم
من جز ملک ابد نخواهم
22
جز رحمت او نبایدم نقل
جز باده که او دهد نخواهم
33
اندیشه عیش بیحضورش
ترسم که بدو رسد نخواهم
44
بیاو ز برای عشرت من
خورشید سبو کشد نخواهم
55
من مایه بادهام چو انگور
جز ضربت و جز لگد نخواهم
66
از لذت زخمهاش جانم
یک ساعت اگر رهد نخواهم
77
وقت است که جان شویم خالص
کاین زحمت کالبد نخواهم
88
احمد گوید برای روپوش
از احمد جز احد نخواهم
99
مجموع همه است شمس تبریز
حق است که من عدد نخواهم

