غزل شمارهٔ 2769

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
برخیز و بزن یکی نوایی
1
برخیز و بزن یکی نوایی
بر یاد وصال دلربایی
2
هین وقت صبوح شد فتوحی
هین وقت دعاست الصلایی
3
بگشا سر خنب خسروانی
تا خلق زنند دست و پایی
4
صد گون گره است بر دل و نیست
جز باده جان گره گشایی
5
از جای ببر به یک قنینه
آن را که قرار نیست جایی
6
جز دشت عدم قرارگه نیست
چون نیست وجود را وفایی
7
بر سفره خاک تره‌ای نیست
هر سوی ز چیست ژاژخایی
8
عالم مردار و عامه چون سگ
کی دید ز دست سگ سخایی
9
ساقی درده صلا که چون تو
جان‌ها بندید جان فزایی
10
ما چون مس و آهنیم ثابت
در حیرت چون تو کیمیایی
11
در مغز فکن تو هوی هویی
وز خلق برآر های هایی
12
تا روح ز مستی و خرابی
نشناسد هجو از ثنایی
13
زین باده چو مست شد فلاطون
نشناسد درد از دوایی
14
دردی ده و عقل را چنان کن
کو درد نداند از صفایی
15
بر ناطق منطقی فروریز
از جام صبوحیان عطایی
16
تا دم نزند دگر نجوید
زنبیل و فطیر هر گدایی
17
خامش که تو را مسلم آمد
برساختن از عدم بقایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای جان و جهان من کجایی

آخر بر من چرا نیایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 387

ای پیشهٔ تو جفانمایی

در بند چه چیزی و کجایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 392

هستی به حقیقت ای سنایی

در دیدهٔ عقل روشنایی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 203 - این چند بین را فضل بن یحیی بن صاعد هروی به سنایی فرستاد و در آن درخواست دیدار کرد

در کوی تو لولیی، گدایی

آمد به امید مرحبایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 292

ای راه تو را دراز نایی

نه راه تو را سری نه پایی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 841

خوشتر ز هزار پارسائی

گامی به طریق آشنائی

علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 30

برجه که بهار زد صلایی

در باغ خرام چون صبایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2735

در عشق هر آنک شد فدایی

نبود ز زمین بود سمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2762

عشق است دلاور و فدایی

تنهارو و فرد و یک قبایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2763

آن شمع چو شد طرب فزایی

پروانه دلان به رقص آیی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2765

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور