غزل شمارهٔ 1457

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: ارم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم
1
من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم
هر چند که بی‌هوشم در کار تو هشیارم
2
با شیره فشارانت اندر چرش عشقم
پای از پی آن کوبم کانگور تو افشارم
3
تو پای همی‌بینی و انگور نمی‌بینی
بستان قدحی شیره دریاب که عصارم
4
اندر چرش جان آ گر پای همی‌کوبی
تا غوطه خورم یک دم در شیره بسیارم
5
زین باده نگردد سر زین شیره نشورد دل
هین چاشنیی بستان زین باده که من دارم
6
زین باده که داری تو پیوسته خماری تو
دانم که چه داری تو در روت نمی‌آرم
7
دامی که درافتادی بنگر سوی دام افکن
تا ناظر حق باشی ای مرغ گرفتارم
8
دام ار تک چه باشد فردوس کند حقش
ور خار خسک باشد حق سازد گلزارم
9
آن دم که به چاه آمد یوسف خبرش آمد
که کار تو می سازد ای خسته بیمارم
10
داروی تو می کوبم خرگاه تو می روبم
از ضد ضدش انگیزم من قادر و قهارم
11
گویم به حجر حی شو گویم به عدم شیء شو
گویم به چمن دی شو داری عجب اقرارم
12
شمس الحق تبریزی تو روشنی روزی
و اندر پی روز تو من چون شب سیارم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور