غزل شمارهٔ 2997
Toggle stanza 1ای آسمان که بر سر ما چرخ میزنی
11
ای آسمان که بر سر ما چرخ میزنی
در عشق آفتاب تو همخرقه منی
22
والله که عاشقی و بگویم نشان عشق
بیرون و اندرون همه سرسبز و روشنی
33
از بحر تر نگردی و ز خاک فارغی
از آتشش نسوزی و ز باد ایمنی
44
ای چرخ آسیا ز چه آب است گردشت
آخر یکی بگو که چه دولاب آهنی
55
از گردشی کنار زمین چون ارم کنی
وز گردشی دگر چه درختان که برکنی
66
شمعی است آفتاب و تو پروانهای به فعل
پروانه وار گرد چنین شمع میتنی
77
پوشیدهای چو حاج تو احرام نیلگون
چون حاج گرد کعبه طوافی همیکنی
88
حق گفت ایمن است هر آن کو به حج رسید
ای چرخ حق گزار ز آفات ایمنی
99
جمله بهانههاست که عشق است هر چه هست
خانه خداست عشق و تو در خانه ساکنی
1010
زین بیش مینگویم و امکان گفت نیست
والله چه نکتههاست در این سینه گفتنی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
یوسف بن الحسین - قدس الله سره - گفته است: همه نیکوییها در خانه ایست و کلید آن تواضع و فروتنی؛ و همه بدیها در خانه ایست و کلید آن مایی و منی.
جمع است خیرها همه در خانه و نیست
جامیبهارستانروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 25
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام یک منی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 479
آسودهخاطرم که تو در خاطر منی
گر تاج میفرستی و گر تیغ میزنی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 602
پاکیزه روی را که بود پاکدامنی
تاریکی از وجود بشوید به روشنی
سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 61
ای اصل تو ز خاک سیاه و تن از منی
در سر منی مکن که به ترکیب چون منی
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 189
ساقی بیار باده سغراق ده منی
اندیشه را رها کن کاری است کردنی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3000

