غزل شمارهٔ 3166
Toggle stanza 1ای دل سرمست، کجا میپری؟
11
ای دل سرمست، کجا میپری؟
بزم تو کو؟ باده کجا میخوری؟
22
مایهٔ هر نقش و ترا نقش نی
دایهٔ هر جان و تو از جان بری
33
صد مثل و نام و لقب گفتمت
برتری از نام ولقب، برتری
44
چونک ترا در دو جهان خانه نیست
هر نفسی رخت کجا میبری؟
55
نقد ترا بردم من پیش عقل
گفتم: « قیمت کنش ای جوهری
66
صیر فی نقد معانی توی
سرمه کش دیدهٔ هر ناظری »
77
گفت: « چه دانم ببرش پیش عشق
عشق بود نقد ترا مشتری
88
چون به سر کوچهٔ عشق آمدیم
دل بشد و من بشدم بر سری
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
خانه صاحبنظران میبری
پرده پرهیزکنان میدری
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 547
از مه من مست دو صد مشتری
غمزه او سحر دو صد سامری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3167
ای که ازین تنگ قفس میپری
رخت به بالای فلک میبری
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3172
یا ملک المبعث والمحشر
لیس سوی صدرک من مصدر
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3204

