غزل شمارهٔ 1969

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 23

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
از بدی‌ها آن چه گویم هست قصدم خویشتن
1
از بدی‌ها آن چه گویم هست قصدم خویشتن
زانک زهری من ندیدم در جهان چون خویشتن
2
گر اشارت با کسی دیدی ندارم قصد او
نی به حق ذوالجلال و ذوالکمال و ذوالمنن
3
تا ز خود فارغ نیایم با دگر کس چون رسم
ور بگویم فارغم از خود بود سودا و ظن
4
ور بگفتم نکته‌ای هستش بسی تأویل‌ها
گر غرض نقصان کس دارم نه مردم من نه زن
5
از تو دارم التماسی ای حریف رازدار
حسن ظنی در هوی و مهر من با خویشتن
6
دشمن جانم منم افغان من هم از خود است
کز خودی خود من بخواهم همچو هیزم سوختن
7
چونک یاری را هزاران بار با نام و نشان
مدح‌های بی‌نفاقش کرده باشم در علن
8
فخر کرده من بر او صد بار پیدا و نهان
بوده ما را از عزیزی با دو دیده مقترن
9
گر یکی عیبی بگویم قصد من عیب من است
زانک ماهم را بپوشد ابر من اندر بدن
10
رو بدان یک وصف کردم کز ملامت مر ورا
بهر حق دوستی حملش مکن بر مکر و فن
11
من خودی خویش را گویم که در پنداشتی
رو اگر نور خدایی نیست شو شو ممتحن
12
ای خود من گر همه سر خدایی محو شو
کان همه خود دیده‌ای پس دیده خودبین بکن
13
چون خداوند شمس دین را می ستایم تو بدان
کاین همه اوصاف خوبی را ستودم در قرن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عمرها در پرده بود اسرار وهم ما و من

صیقل زنگار این آیینه شد آخر کفن

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2391

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن

مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 390

سَروَرِ اَهلِ عَمایِم، شمعِ جمعِ انجمن

صاحبِ صاحب‌قَران، خواجه قوام‌الدین حَسَن

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 22

گر بدانستی که خواهد مرد ناگه در میان

جامه چندین کی تنیدی پیله گرد خویشتن

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 175

چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن

تا به شکرانهٔ نخست اندر نبازی جان و تن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 299

ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن

عاشقی آری ولیکن بر مراد خویشتن

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 335

عقل محرم تا بود دستور سلطان بدن

کی به ناواجب رود فرمان جان در ملک تن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 125 - در مدح خواجه معین الدین ابونصر احمدبن فضل غزنوی

ای امیرالمومنین ای شمع دین ای بوالحسن

ای به یک ضربت ربوده جان دشمن از بدن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 126 - در نعت علی (ع)

گر شراب دوست را در دست تو نبود ثمن

خویشت را در خرابات جوانمردی فگن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 129 - در مدح علی بن حسن

دی ز دلتنگی زمانی طوف کردم در چمن

یک جهان جان دیدم آنجا رسته از زندان تن

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 131 - در مدح قاضی نجم‌الدین حسن غزنوی

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور