غزل شمارهٔ 1996

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
1
چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
چه خیالات دگر مست درآید به میان
2
گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند
وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان
3
هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند
همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان
4
سخنم مست شود از صفتی و صد بار
از زبانم به دلم آید و از دل به زبان
5
سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست
همه بر همدگر افتاده و در هم نگران
6
همه بر همدگر از بس که بمالند دهن
آن خیالات به هم درشکند او ز فغان
7
همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است
همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان
8
ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم
تا مفرح شود آن را که بود دیده جان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور