Toggle stanza 1
باز شیری با شکر آمیختند
1
باز شیری با شکر آمیختند
عاشقان با همدگر آمیختند
2
روز و شب را از میان برداشتند
آفتابی با قمر آمیختند
3
رنگ معشوقان و رنگ عاشقان
جمله همچون سیم و زر آمیختند
4
چون بهار سرمدی حق رسید
شاخ خشک و شاخ تر آمیختند
5
رافضی انگشت در دندان گرفت
هم علی و هم عمر آمیختند
6
بر یکی تختند این دم هر دو شاه
بلک خود در یک کمر آمیختند
7
هم شب قدر آشکارا شد چو عید
هم فرشته با بشر آمیختند
8
هم زبان همدگر آموختند
بی نفور این دو نفر آمیختند
9
نفس کل و هر چه زاد از نفس کل
همچو طفلان با پدر آمیختند
10
خیر و شر و خشک و تر زان هست شد
کز طبیعت خیر و شر آمیختند
11
من دهان بستم تو باقی را بدان
کاین نظر با آن نظر آمیختند
12
بهر نور شمس تبریزی تنم
شمع وارش با شرر آمیختند

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور