غزل شمارهٔ 3031
Toggle stanza 1خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
11
خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی
جان پرانوار همچنانک تو دیدی
22
از چمن یار صد روان مقدس
در گل و گلزار همچنانک تو دیدی
33
هر کی دلی داشت زین هوس تو ببینش
بی دل و بیکار همچنانک تو دیدی
44
هر نظری کو بدید روی تو را گشت
خواجه اسرار همچنانک تو دیدی
55
صورت منصور دانک بود بهانه
برشده بر دار همچنانک تو دیدی
66
هست بر اومید گلستان تو جانها
ساخته با خار همچنانک تو دیدی
77
عشق چو طاووس چون پرید شود دل
خانه پرمار همچنانک تو دیدی
88
عشق گزین عشق بیحیات خوش عشق
عمر بود بار همچنانک تو دیدی
99
در دل عشاق فخر و ملک دو عالم
ننگ بود عار همچنانک تو دیدی
1010
عشق خداوند شمس دین که به تبریز
جان کند ایثار همچنانک تو دیدی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

