غزل شمارهٔ 1960
شاعر: رومی
Toggle stanza 1آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن
11
آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن
دوستان را شاد گردان دشمنان را کور کن
22
از پس کوهی برآ و سنگها را لعل ساز
بار دیگر غورهها را پخته و انگور کن
33
آفتابا بار دیگر باغ را سرسبز کن
دشت را و کشت را پرحله و پرحور کن
44
ای طبیب عاشقان و ای چراغ آسمان
عاشقان را دستگیر و چاره رنجور کن
55
این چنین روی چو مه در زیر ابر انصاف نیست
ساعتی این ابر را از پیش آن مه دور کن
66
گر جهان پرنور خواهی دست از رو بازگیر
ور جهان تاریک خواهی روی را مستور کن
زمین

