غزل شمارهٔ 835
Toggle stanza 1گل خندان که نخندد چه کند
11
گل خندان که نخندد چه کند
علم از مشک نبندد چه کند
22
نار خندان که دهان بگشادست
چونک در پوست نگنجد چه کند
33
مه تابان به جز از خوبی و ناز
چه نماید چه پسندد چه کند
44
آفتاب ار ندهد تابش و نور
پس بدین نادره گنبد چه کند
55
سایه چون طلعت خورشید بدید
نکند سجده نخنبد چه کند
66
عاشق از بوی خوش پیرهنت
پیرهن را ندراند چه کند
77
تن مرده که بر او برگذری
نشود زنده نجنبد چه کند
88
دلم از چنگ غمت گشت چو چنگ
نخروشد نترنگد چه کند
99
شیر حق شاه صلاح الدینست
نکند صید و نغرد چه کند

