غزل شمارهٔ 1305
Toggle stanza 1کعبه جانها توی گرد تو آرم طواف
11
کعبه جانها توی گرد تو آرم طواف
جغد نیم بر خراب هیچ ندارم طواف
22
پیشه ندارم جز این کار ندارم جز این
چون فلکم روز و شب پیشه و کارم طواف
33
بهتر از این یار کیست خوشتر از این کار چیست
پیش بت من سجود گرد نگارم طواف
44
رخت کشیدم به حج تا کنم آن جا قرار
برد عرب رخت من برد قرارم طواف
55
تشنه چه بیند به خواب چشمه و حوض و سبو
تشنه وصل توام کی بگذارم طواف
66
چونک برآرم سجود بازرهم از وجود
کعبه شفیعم شود چونک گزارم طواف
77
حاجی عاقل طواف چند کند هفت هفت
حاجی دیوانهام من نشمارم طواف
88
گفتم گل را که خار کیست ز پیشش بران
گفت بسی کرد او گرد عذارم طواف
99
گفت به آتش هوا دود نه درخورد توست
گفت بهل تا کند گرد شرارم طواف
1010
عشق مرا میستود کو همه شب همچو ماه
بر سر و رو میکند گرد غبارم طواف
1111
همچو فلک میکند بر سر خاکم سجود
همچو قدح میکند گرد خمارم طواف
1212
خواجه عجب نیست اینک من بدوم پیش صید
طرفه که بر گرد من کرد شکارم طواف
1313
چار طبیعت چو چار گردن حمال دان
همچو جنازه مبا بر سر چارم طواف
1414
هست اثرهای یار در دمن این دیار
ور نه نبودی بر این تیره دیارم طواف
1515
عاشق مات ویم تا ببرد رخت من
ور نه نبودی چنین گرد قمارم طواف
1616
سرو بلندم که من سبز و خوشم در خزان
نی چو حشیشم بود گرد بهارم طواف
1717
از سپه رشک ما تیر قضا میرسد
تا نکنی بیسپر گرد حصارم طواف
1818
خشت وجود مرا خرد کن ای غم چو گرد
تا که کنم همچو گرد گرد سوارم طواف
1919
بس کن و چون ماهیان باش خموش اندر آب
تا نه چو تابه شود بر سر نارم طواف

