Toggle stanza 1
ز بعدِ وقت نومیدی، امیدی‌ست
1
ز بعدِ وقت نومیدی، امیدی‌ست
به زیر کوری اندر سینه، دیدی‌ست
2
نبینی نور چون دانی تو کوری
سیه نادیده کی داند سپیدی‌ست؟
3
قرینِ صد هزاران نقش و معنی
نهان تصریف سلطان وحیدی‌ست
4
که جنباننده این نقش و معنی‌ست
چو بادی رقص‌های شاخِ بیدی‌ست
5
مشو نومید از دشنام دلدار
که بعدِ رنج روزه، روز عیدی‌ست
6
که یبقی الحب ما بقی العتاب
که هر نقصی کشاننده مزیدی‌ست
7
رها کن گفت به از گفت یابی
یقین هر حادثی را خود ندیدی‌ست

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور