Toggle stanza 1
در فروبند که ما عاشق این میکده‌ایم
1
در فروبند که ما عاشق این میکده‌ایم
درده آن باده جان را که سبک دل شده‌ایم
2
بَرجَه ای ساقیِ چالاک میانْ را بربند
به خدا کز سفر دور و دراز آمده‌ایم
3
برگشا مُشکِ طرب را که ز رَشک کفِ تو
از کف زُهره به صد لابِه قدح نَستَده‌ایم
4
در فروبند و ز رحمت در پنهان بگشا
چاره رطل گران کن که همه می زده‌ایم
5
زان سبو غسل قیامت بده از وسوسه‌ام
به حق آنک ز آغاز حریفان بده‌ایم
6
ما همه خفته، تو بر ما لگدی چند، زدی
برجهیدیم خمارانه؛ در این عربده‌ایم
7
گر علی الریق تو را باده دهی قاعده نیست
هین بده ما ملک الموت چنین قاعده‌ایم
8
فلسفی زین بخورد فلسفه‌اش غرق شود
که گمان داشت که ما زان علل فاسده‌ایم
9
آن نهنگیم که دریا برِ ما یک قدح است
ما نه مردان ثرید و عدس و مایده‌ایم
10
هله خاموش کن و فایده و فضل بِهل
که ز فضله‌ی قدحت فایدهٔ فایده‌ایم

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور