غزل شمارهٔ 1150
Toggle stanza 1به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر
11
به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر
که از لب شکرین بخش یک دو صاع شکر
22
تو ارتقا به سخا جو مگو نه گو آری
نظر مکن که نیی یافت ارتفاع شکر
33
لب تو است که شکر ز عین او روید
نه منتظر که رسید نسیه از بقاع شکر
44
شکر به وقت شکر خوردنت نصیبی یافت
که بر مذاق دهانها بود مطاع شکر
55
ببستهای دو لب امروز زان همیترسم
که از غم تو بماند ز انتفاع شکر
66
زهی نبات که دارد لب تو کز وی شد
امیر جمله نباتات بینزاع شکر
77
دهان ببندم و بسته شکر همیخایم
که تا به جان برسد خوش به ابتلاع شکر

