غزل شمارهٔ 676
Toggle stanza 1سگ ار چه بیفغان و شر نباشد
11
سگ ار چه بیفغان و شر نباشد
سگ ما چون سگ دیگر نباشد
22
شنو از مصطفی کو گفت دیوم
مسلمان شد دگر کافر نباشد
33
سگ اصحاب کهف و نفس پاکان
اگر بر در بود بر در نباشد
44
سگ اصحاب را خوی سگی نیست
گر این سر سگ نمود آن سر نباشد
55
که موسی را درخت آن شب چو اختر
نمود آذر ولیک آذر نباشد
زمین

