غزل شمارهٔ 625
شاعر: رومی
Toggle stanza 1گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
11
گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
گیرم که بپوشد رو بو را چه دوا دارد
22
گر نیز بپوشد رو ور نیز ببرد بو
از خنبش روحانی صد گونه گوا دارد
33
آن مه چو گریزانه آید سپس خانه
لیکن دل دیوانه صد گونه دغا دارد
44
غم گرچه بود دشمن گوید سر او با من
با مرغ دلم گوید کو دام کجا دارد

