غزل شمارهٔ 1209
Toggle stanza 1ای دل بیبهره از بهرام ترس
11
ای دل بیبهره از بهرام ترس
وز شهان در ساعت اکرام ترس
22
دانه شیرین بود اکرام شاه
دانه دیدی آن زمان از دام ترس
33
گرچه باران نعمتست از برق ترس
شاد ایامی تو از ایام ترس
44
لطف شاهان گرچه گستاخت کند
تو ز گستاخی ناهنگام ترس
55
چون بخندد شیر تو ایمن مباش
آن زمان از زخم خون آشام ترس
66
ای مگس دل با لب شکر مپیچ
چشم بادامست از بادام ترس

