غزل شمارهٔ 685
Toggle stanza 1دل با دل دوست در حنین باشد
11
دل با دل دوست در حنین باشد
گویای خموش همچنین باشد
22
گویم سخن و زبان نجنبانم
چون گوش حسود در کمین باشد
33
دانم که زبان و گوش غمازند
با دل گویم که دل امین باشد
44
صد شعلهٔ آتش است در دیده
از نکته دل که آتشین باشد
55
خود طرفهتر این که در دل آتش
چندین گل و سرو و یاسمین باشد
66
زان آتش باغ سبزتر گردد
تا آتش و آب همنشین باشد
77
ای روح مقیم مرغزاری تو
کان جا دل و عقل دانه چین باشد
88
آن سوی که کفر و دین نمیگنجد
کی ما و من فلان دین باشد

