غزل شمارهٔ 2194
Toggle stanza 1آن وعده که کردهای مرا کو
11
آن وعده که کردهای مرا کو
این جا منم و تو وانما کو
22
با جمله پلاس خوش نباشد
آن عهد پلاس را وفا کو
33
لب بسته چو بوبک ربابی
آن داد و گشاد و آن عطا کو
44
ای وعده تو چو صبح صادق
آن شمع و چراغ و آن ضیا کو
55
تا چند ز ناسزا و دشنام
آن دلداری و آن سزا کو
66
خیزید به سوی من کشیدش
ای طایفه یاری شما کو
77
ای سنگ دلان جواب گویید
کان کان عقیق و کیمیا کو
88
یا سحر نمود و چشم ما بست
آن ساحر و آن گره گشا کو
99
یا پر بگشاد و در هوا رفت
ای مرغ ضمیر آن هوا کو
1010
والله که نرفت و رفتنی نیست
ماییم ز خویش رفته ما کو
1111
ماکو به همان طرف که انداخت
ای در کف صنع ما چو ماکو
1212
هین مشک سخن بنه به جو رو
میخواندت آب کان سقا کو

