غزل شمارهٔ 3006

Toggle stanza 1
سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری
1

سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری

وصف قلندرست و قلندر از او بری

2

گویی قلندرم من و این دل پذیر نیست

زیرا که آفریده نباشد قلندری

3

دام و دم قلندر بی‌چون بود مقیم

خالیست از کفایت و معنی داوری

4

از خود به خود چه جویی چون سر به سر توی

چون آب در سبویی کلّی ز کلّ پری

5

از خود به خود سفر کن در راه عاشقی

وین قصه مختصر کن ای دوست یک سری

6

نی بیم و نی امید نه طاعت نه معصیت

نی بنده نی خدای نه وصف مجاوری

7

عجزست و قدرتست و خدایی و بندگی

بیرون ز جمله آمد این ره چو بنگری

8

راه قلندری ز خدایی برون بود

در بندگی نیاید و نه در پیمبری

9

زینهار تا نلافد هر عاشق از گزاف

کس را نشد مسلم این راه و ره بری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مردانه می کشد به جفایم ستمگری

تا میرم و دگر ندهم دل به دیگری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1952

دقیقی - رحمه الله تعالی - از شعرای ماتقدم است و ابتدای شاهنامه او کرده است و بیست هزار بیت کمابیش گفته و فردوسی آن را به اتمام رسانیده و از جمله سخنان وی است این دو بیت:

یاری گزیدم از همه مردم پری نژاد

جامیبهارستانروضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران)بخش 3 - دقیقی

خوش کرد یاوری فلکت روز داوری

تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 451

ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری

آنجا که باد زهره ندارد خبر بری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 543

رفتی و همچنان به خیال من اندری

گویی که در برابر چشمم مصوری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 551

کس درنیامده‌ست بدین خوبی از دری

دیگر نیاورد چو تو فرزند مادری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 554

هر نوبتم که در نظر ای ماه بگذری

بار دوم ز بار نخستین نکوتری

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 558

یا ملوک الجمال رفقا باسری

یا صحاة ارحموا تقلب سکری

سعدیمواعظقصاید و قطعات عربیشعر 19 - وله ایضا

غماز را به حضرت سلطان که راه داد؟

هم‌صحبت تو همچو تو باید هنروری

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 203

ای نفس اگر به دیدهٔ تحقیق بنگری

درویشی اختیار کنی بر توانگری

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 55 - در پند و اندرز

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور