Toggle stanza 1
عاشقم از عاشقان نگریختم
1

عاشقم از عاشقان نگریختم

وز مصاف ای پهلوان نگریختم

2

حمله بردم سوی شیران همچو شیر

همچو روبه از میان نگریختم

3

قصد بام آسمان می داشتم

از میان نردبان نگریختم

4

چون که من دارو بدم هر درد را

از صداع این و آن نگریختم

5

هیچ دیدی دارو کز دردی گریخت

داروم من همچنان نگریختم

6

پیرو پیغامبران بودم به جان

من ز تهدید خسان نگریختم

7

زنده کوشم در شکار زندگی

زنده باشم چون ز جان نگریختم

8

چشم تیراندازش آنگه یافتم

که ز تیر خرکمان نگریختم

9

زخم تیغ و تیر من منصور شد

چون که از زخم سنان نگریختم

10

بحر قندم از ترش باکیم نیست

سودمندم از زیان نگریختم

11

شمس تبریزی چو آمد آشکار

ز آشکارا و نهان نگریختم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور