غزل شمارهٔ 1658
Toggle stanza 1عاشقم از عاشقان نگریختم
11
عاشقم از عاشقان نگریختم
وز مصاف ای پهلوان نگریختم
22
حمله بردم سوی شیران همچو شیر
همچو روبه از میان نگریختم
33
قصد بام آسمان می داشتم
از میان نردبان نگریختم
44
چون که من دارو بدم هر درد را
از صداع این و آن نگریختم
55
هیچ دیدی دارو کز دردی گریخت
داروم من همچنان نگریختم
66
پیرو پیغامبران بودم به جان
من ز تهدید خسان نگریختم
77
زنده کوشم در شکار زندگی
زنده باشم چون ز جان نگریختم
88
چشم تیراندازش آنگه یافتم
که ز تیر خرکمان نگریختم
99
زخم تیغ و تیر من منصور شد
چون که از زخم سنان نگریختم
1010
بحر قندم از ترش باکیم نیست
سودمندم از زیان نگریختم
1111
شمس تبریزی چو آمد آشکار
ز آشکارا و نهان نگریختم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

