غزل شمارهٔ 337
شاعر: رومی
Toggle stanza 1ببستی چشم یعنی وقت خواب است
11
ببستی چشم یعنی وقت خواب است
نه خوابست آن حریفان را جواب است
22
تو میدانی که ما چندان نپاییم
ولیکن چشم مستت را شتاب است
33
جفا میکن جفاات جمله لطف است
خطا میکن خطای تو صواب است
44
تو چشم آتشین در خواب میکن
که ما را چشم و دل باری کباب است
55
بسی سرها ربوده چشم ساقی
به شمشیری که آن یک قطره آب است
66
یکی گوید که این از عشق ساقیست
یکی گوید که این فعل شراب است
77
می و ساقی چه باشد نیست جز حق
خدا داند که این عشق از چه باب است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
کجا میل کبابم در شراب است؟
بط می هم شراب و هم کباب است
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2234
تو را در ره خراباتی خراب است
گر آنجا خانهای گیری صواب است
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 37
عقاب دوربین جوئینه را گفت
نگاهم آنچه می بیند سراب است
علامہ اقبالپیام مشرقافکاربخش 20 - حقیقت
تراش از تیشهٔ خود جادهٔ خویش
براه دیگران رفتن عذاب است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 103
دلا رمز حیات از غنچه دریاب
حقیقت در مجازش بی حجاب است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 108
بساطم خالی از مرغ کباب است
نه در جامم می آئینه تاب است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 157

