Toggle stanza 1
اگر حوا بدانستی ز رنگت
1
اگر حوا بدانستی ز رنگت
سترون ساختی خود را ز ننگت
2
سیاهی جانت ار محسوس گشتی
همه عالم شدی زنگی ز زنگت
3
تو آن ماری که سنگ از تو دریغ است
سرت را کس نکوبد جز به سنگت
4
اگر دریا درافتی ای منافق
ز زشتی کی خورد مار و نهنگت
5
مرا گویی که از معنی نظر کن
رها کن صورت نقش و پلنگت
6
چه گویم با تو ای نقش مزور
چه معنی گنجد اندر جان تنگت
7
هوای شمس تبریزی چو قدس است
تو آن خوکی که نپذیرد فرنگت

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور