Toggle stanza 1
باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده‌ای
1
باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده‌ای
دست جفا گشاده‌ای پای وفا کشیده‌ای
2
دوش ز درد دل مها تا به سحر نخفته‌ام
ز آنک تو مکر دشمنان در حق من شنیده‌ای
3
ای دم آتشین من خیز توی گواه دل
ای شب دوش من بیا راست بگو چه دیده‌ای
4
آینه‌ای خریده‌ای می‌نگری به روی خود
در پس پرده رفته‌ای پرده من دریده‌ای
5
عقل کجا که من کنون چاره کار خود کنم
عقل برفت یاوه شد تا تو به من رسیده‌ای
6
لعبت صورت مرا دوخته‌ای به جادوی
سوزن‌های بوالعجب در دل من خلیده‌ای
7
بر در و بام دل نگر جمله نشان پای توست
بر در و بام مردمان دوش چرا دویده‌ای
8
هر کی حدیث می‌کند بر لب او نظر کنم
از هوس دهان تو تا لب کی گزیده‌ای
9
تهمت دزد برنهم هر کی دهد نشان تو
کاین ز کجا گرفته‌ای وین ز کجا خریده‌ای

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور