رباعی شمارهٔ 1734
Toggle stanza 1ای دوست به حق آنکه جان را جانی
ای دوست به حق آنکه جان را جانی
چون نامهٔ من رسد به تو برخوانی
از بوالعجبی نامهٔ من ندرانی
چون حال دل خراب من میدانی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
* تُنْگی میِ لَعْل خواهم و دیوانی
سَدِّ رَمَقی باید و نصف نانی
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)هرچه باداباد [100-74]رباعی 98
گر دست دهد ز مغز گندم، نانی
وز مِی دو منی ز گوسفندی، رانی
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 175
ای شمع ترا نگفتم از نادانی
از شهد جدا مشو که اندر مانی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 408
ای آنکه مرا به جای عقل و جانی
با لذت علم و قوت و ایمانی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 409
هم گوهر بحر لطف بیپایانی
هم گنج طلسم پردهٔ دوجْهانی
عطارمختارنامهباب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنهشمارهٔ 15
چون گشت لبت به یک شکر ارزانی
از لعلِ لبت شکر چه میافشانی
عطارمختارنامهباب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوقشمارهٔ 19
از پای در آمدم ز سرگردانی
وز دست شدم ز غایت حیرانی
عطارمختارنامهباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 29
امروز منم شیفتهای حیرانی
نه دین و نه دل نه کفر و نه ایمانی
عطارمختارنامهباب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگیشمارهٔ 33
گاهی به بر خویشتنم میخوانی
گاهی ز در خویشتنم میرانی
عطارمختارنامهباب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوقشمارهٔ 37
ای عشقِ تو کیمیای سرگردانی
وی کوی تو در بادیهٔ حیرانی
عطارمختارنامهباب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوقشمارهٔ 38
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

