غزل شمارهٔ 2768

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
ساقی انصاف خوش لقایی
1
ساقی انصاف خوش لقایی
از جا رفتم تو از کجایی
2
گر بنده بگویمت روا نیست
ترسم که بگویمت خدایی
3
خاموش نمی‌هلی که باشم
راه گفتن نمی‌گشایی
4
می‌افشاری مرا چو انگور
معشوق نه‌ای مرا بلایی
5
گر چشم ببندم از تو کفر است
زیرا که تو نور می‌فزایی
6
ور بگشایم بگویی منگر
در ما تو بدیده هوایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای جان و جهان من کجایی

آخر بر من چرا نیایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 387

ای پیشهٔ تو جفانمایی

در بند چه چیزی و کجایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 392

هستی به حقیقت ای سنایی

در دیدهٔ عقل روشنایی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 203 - این چند بین را فضل بن یحیی بن صاعد هروی به سنایی فرستاد و در آن درخواست دیدار کرد

در کوی تو لولیی، گدایی

آمد به امید مرحبایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 292

ای راه تو را دراز نایی

نه راه تو را سری نه پایی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 841

خوشتر ز هزار پارسائی

گامی به طریق آشنائی

علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 30

برجه که بهار زد صلایی

در باغ خرام چون صبایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2735

در عشق هر آنک شد فدایی

نبود ز زمین بود سمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2762

عشق است دلاور و فدایی

تنهارو و فرد و یک قبایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2763

آن شمع چو شد طرب فزایی

پروانه دلان به رقص آیی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2765

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور