Toggle stanza 1
بُد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشت
1
بُد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشت
شمع و سماع و مجلس ما چاشنی نداشت
2
شب در شکنجه بودم و جرمی نرفته بود
در حبس بود این دل و دل دادنی نداشت
3
ای آنک ایمن‌ست جهان در پناه تو
مه نیز بی‌لقای تو شب ایمنی نداشت
4
کبر و منیِ خلق حجاب تو می‌شود
در سایه بود از تو کسی کو منی نداشت
5
دل در کف تو از تو ولیکن ز شرم تو
سیماب‌وار بر کف تو ساکنی نداشت

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور